بر سواد سنگ فرش راه

بر سواد سنگ فرش راه

من در این بلاگ در مورد روزمره ها و دل نوشته های خودم و گاهی از اشعار و متن های دیگران می نویسم
در قسمت سربرگ بلاگ چند لینک مربوط به فعالیت های من در شبکه های اجتماعی دیگر وجود دراد از جمله فیس بوک اینستاگرام، و ..

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

  • ۲۶ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۰۵ یک
  • ۰۱ آبان ۹۳ ، ۱۹:۳۳ چهار
  • ۲۴ مهر ۹۳ ، ۰۰:۲۲ دو

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است

سال ها پیش، کسی به من گفت:
نگذار سایه تنهایی روی وجود ات سنگینی کند.
اما نگفت چگونه!
من امروز، افسرده، تنها و گوشه گیر!
28 مهر 93
ادیب
ادیب خالدیان
۲۸ مهر ۹۳ ، ۲۲:۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر


مادر می‌گوید: "دلتنگ نباش! پیدایش می‌شود حتمن." اما دریغْ که نمی‌داند گم‌شده‌ی این قصه، من‌اَم! ( رضا کاظمی )

ادیب خالدیان
۲۴ مهر ۹۳ ، ۰۰:۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

سلام

بعد از چهار روز دوری از خانواده، خانه، و شهر خود...برگشتم.

برنامه سنگین بود، اذیت شدیم لذت بردیم، خندیدیم،‌انتظار کشیدیم،  تنها شدیم، دو رو برمون پر از آدم شد، شب شد، روز شد، اطراف ما همش کوه بود‌ آسمان بود .

کتاب خوندم،‌شبا می رفتیم بیرون آواز می خوندیم، تو تنهایی خودمون غرق سکوت می شدیم.

دوستای جدید، آدمای جدید، طبیعت جدید و کلی حس ها، لحظه ها ی خوب.

من ومیثم پشتیبان تیم بودیم. در آینده گزراش کاملی در وبلاگ تیغه شرقی قرار خواهم داد.


و اما برگشتیم

مراسم استقبال


آقا داود،‌سامان و اسرا مفاخری(خانواده غار نورد) که موفق شدن غار پراو رو پیمایش کنند.

اسرا فقط 11 سال داره و طی دو سال، بیشتر غارها ی های عمیق ایران را پیمایش کرده.

از جمله،‌غار سُم(دومین غار عمیق در ایران 400 متر) در گرگان،‌قلایچی و دو کچی(آذربایجان غربی) تمامی غار های کردستان،‌ پیمایش و اکتشاف در غار شهبانو در منطقه شاهو که سومین غار در ایران است) و بالاخره پیمایش تا چاه 24 پراو (غار پراو 26 چاه  و عمق آن 752 متر است)

آقا داوود همراه اسرا بود، و سامان تا انتهای پراو رفت. 


من، آقا داوود،‌میثم، سامان و اسرا

پناهگاه پراو

داخل غار پراو :) خیلی لذت بخش بود هر چند من تا اوایل چاه اولش رفتم،

کاش یک روزی منم تا انتها برم!

داخل غار پراو

ادیب خالدیان
۱۰ مهر ۹۳ ، ۲۰:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

همه وسایلم رو جمع کردم، یه دوش گرفتم،‌و خواب از سرم پرید!

دقیقا 4 ساعت دیگه باید سر کوچه باشم و به سمت کرماشان حرکت کنیم!

گشنم شد، یه گلابی رو با تمام وجودش خوردم، حتی هسته ها شو!

غیر قابله تصورِ ، چهار روز باید،‌سوپ آماده با طعم مذخرفش،‌کنسرو ماهی، و تخم مرغ بخوریم، البته به ما وعده کنسرو خورش قرمه سبزی دادن اون بالا! 

دو تا کتاب بردم، شازده کوچولو و شعر فریدون مشیری.

در یک عملیات انتحاری چهار تا هدلایت(چراغ پیشانی) از ساده تا پیشرفته  با خودم می برم، واقعا چرا! 

راستی این کوله مثیم خیلی خفنه، هر چقدر پول داده واسه خریدش ارزش دازه! 

لان که دارم ریز ریز چرت و پرت می نویسم برای اینه کهع همین چند لحظه پیش یکی گفت، بنویس هر چیزی که دوست داری بنویس! (البته نه این یک نفری که میاد تو وبلاگ نظر می دهد)

دیگه داره دیر میشه و وقت خوابیدنِ شب خوش!

چند روز دیگر بر می گردم،

یه لحظه ، یه لحظه توجه کنید!

الان یه متن در مورد برنامه ریزی خوندم،‌پیشنهاد میکنم مطالعه کنید از همین لینک زیر:

آن چه من در مورد برنامه ریزی آموختم



بای!

ادیب خالدیان
۰۶ مهر ۹۳ ، ۰۰:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

امروز که برای انجام انتخاب واحد رفته بودم دانشگاه،‌امور مالی که 70 هزار تومن هم به من طلب داشتند :D گفت 200 هزار تومن دیگه رد کن بیاد !

سایت خراب شده دانگشاهم بسته بود،‌ پس برگشتم خونه،‌که حین پرداخت پول متوجه شدم پول تو حساب نیست!

رفتم بانک پولُ‌جابه جا کردم، دیگه فرصت نمی شد برگردم خونه،‌رفتم شرکتی که قبلا اونجا چند ماهی کار کرده بودم.

از سیستم آقای معین برای پرداخت پول استفاده کردم، آقای معنی پرسید مشغول چی هستی؟ گفتم هیچ!‌چند واحد مونده پاس کنم و کار دیگه ای ندارم.

گفت اگه بی کاری بیا اینجا کار کن،‌فقط یک نفر قبلا درخواست داده اگه اون نیاد، تو بیا! امیدوارم این یک بار رو شانس بیارم و بتونم برم سر کار تا بهمن امسال،‌بعدش هم پی گیری کار سربازی!

فردا میرم پراو(کوهی در کرمانشاه) و تا پنج شنبه خونه نیستم.بعد از این برنامه یه برنامه ریزی حساب شده واقعی! می نویسم.

 

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان

نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

"حافظ"

Forward to Success

ادیب خالدیان
۰۵ مهر ۹۳ ، ۱۳:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر